۱. (ادبی ) در عروض، مختلف آوردن حرکات قوافی شعر مثل قافیۀ گِل با گُل، دَور با دُور، بَخت با دُخت، و طوس با فردوس، که یکی از عیوب قافیه است، مانندِ این بیت: هر وزیر و مفتی و شاعر که او طوسی بُوَد / چون نظام الملک و غزّالی و فردوسی بُوَد.
۲. [قدیمی] نیازمند شدن، محتاج شدن.
۳. [قدیمی] در جای خشک و خالی فرود آمدن.
۴. [قدیمی] تمام شدن توشه، بی توشه شدن.
( مصدر ) ۱ - خالی شدن سرای. ۲ - بپایان رسیدن قوت سپری شدن زاد. ۳ - بی نیاز شدن غنی گردیدن. ۴ - تهی دست شدن نیازمند گردیدن (ازاضداد ). ۵ - بافتن ریسمانی که تارهای آن در باریکی و کلفتی مختلف باشد. ۶ - یکی از عیوب قافیه است و آناختلاف حرکت حذو و توجیه است. نخستین مانند: هر وزیر و شاعر و مفتی که اوطوسی بود چون نظام الملک و غزالی و فردوسی بود. که فردوسی را با طوسی قافیه آورده. دوم مانند: (بفرق چمن ابر گسترد پر بفرش زمرد فروریخت در. )
اِقْوا
(در لغت به معنی بازکردن ریسمان) اصطلاحی در قافیه. اختلاف میان حرکاتِ حذو و توجیه است، مانند اختلاف مصوّت پایانی دو کلمۀ «دَرد» و «دُرد»: مرا چون شراب است داروی دَرد/اگر صاف نبود به من دار دُرد. اقوا از عیوب قافیه است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كلمه (ما) در جمله و ما اءُنزل على الملكين... موصوله است، نه نافيه كه قرطبى آن را پذيرفته (به اين معنا كه ما اءنزل على الملكين سحر، بر آن دو نفر سحرى نازل نشد)(1525)؛ زيرا نافيه بودن ما مبتنى بر مكسور بودن لازم در ملكين است كه قراءتى شاذّ است (1526). نكته قابل بحث اين است كه معطوف عليه ما كلمه السحر در (يعلّمون الناس السحر) است؛ بدين معنا كه شياطين يا يهود افزون برسحر، آنچه را كه بر دو فرشته، هاروت و ماروت نازل شده بود نيز به مردم تعليم مى دادند (كه چيزى غير از سحر بود و چنان كه ظاهر عطف، تغاير آن دو است يا سحر مخصوص بود و از باب ذكر خاص بعد از عام به جهت اقوا بودن آن خاص، بر سحر مطلق عطف شده ) يا معطوف عليه، كلمه (ماتتلوا) است و آنچه در ما بين آمده، جملاتى است معترضه؛ يعنى يهود از (ما تتلوا الشياطين ) و از (ما اءنزل على الملكين ) تبعيت كردند؟
💡 قوی به لطف تو گر خود ضعیف اگر اضعف زبون به حکم تو گر خود قوی وگر اقوا