اعقاد
لغت نامه دهخدا
اعقاد. [ اِ ] ( ع مص ) جوشانیده درشت و سطبر نمودن چیزی را. قال الکسائی: یقال للقطران و الرب و نحوه: اعقدته حتی تعقد. ( منتهی الارب ). در جوشانیدن ستبر نمودن چیزی را. ( ناظم الاطباء ). جوشانیده درست و سطبر نمودن چیزی را. ( آنندراج ). ستبر گردانیدن دارو و آنچه بدو ماند. ( مصادر زوزنی ). ستبر گردانیدن مایع. ( تاج المصادر بیهقی ). جوشانیده درشت و سطبر کردن از چیزی، چون رب قطران. ( یادداشت بخط مؤلف ). جوشانیدن عسل و رب و نظایر آن تا غلیظشود. ( از اقرب الموارد ). تَعقید. ( اقرب الموارد ).
اعقاد. [اَ ] ( ع اِ ) ج ِ عَقد، بمعنی پذرفتاری و پیمان و رای و فکر و شتر نر قوی پشت و مرد بسته زبان و طاق بنا. ( منتهی الارب ). ج ِ عَقد، بمعنای پایه بنا و شتر نر قوی پشت. ( از اقرب الموارد ). ج ِ عَقد. ( ناظم الاطباء ). عُقود. ( اقرب الموارد ). و رجوع به عَقد و عقود شود.
فرهنگ فارسی
جمع عقد بمعنی بد رفتاری و پیمان و رای و فکر و شتر نوقوی پشت و مرد بسته زبان و طاق بنا.
جمله سازی با اعقاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او لشکرکشی به مصر را نیمه تمام گذاشت و راهی آذربایجان شد و هنگامی که به خوی رسید به او خبر رسید که رمانوس با لشکری ۲۰۰هزار نفری به سمت او میآید. آلب ارسلان با لشکری که تعداد آنها به ۱۵ هزار نفر میرسید در روزه جمعه ۲۷ ذیقعده که مبارک بودن آن روزتایید شده بود برای پیروزی یا شهادت در ملازگرد از توابع اخلاط با سپاه روم رو به رو شد این اولین رویارویی بزرگ میان رومیها و ترکها بود. آلب ارسلان ابتدا معتقد بود پروزی همهجانبه بر سپاه روم موقعیت را به نفع وی رقم خواهد زد او با اعقاد به این موضوع با سرعت و شجاعت به خط مقدم سپاه روم حمله کرد آن ر ا نابود کرد اما به زودی متوجه شد که جنگ با سپاه عظیم بی فایده است پس عقل و دانایی حکم میکرد که آلب ارسلان راه صلح را در پیش گیرد او این پیشنهاد را به امپراتور روم داد ولی او قبول نکرد. از خود گذشتگی سپاه آلب ارسلان باعث شد در این جنگ رمانوس شکست بخورد و اسیر شد آلب ارسلان با او با احترام رفتار کرد و او را به وطنش بازگرداند و البته عده ایی معتقد هستند که هنگامی پادشاه روم اسیر شد سربازان بسیار بر او تازیانه زدند.
💡 پوآرو برخلاف شرلوک هلمز که بسیار پرجنبوجوش است، اعتقاد دارد مسائل را فقط با فکرکردن میتوان حل کرد و آنقدر به این موضوع اعقاد دارد که در داستان «ماجرای گمشدن آقای دبنهام» با سربازرس جپ شرط میبندد که بدون خارج شدن از خانه میتواند این ماجرا را حل کند تا به او ثابت کند لازم نیست با ذرهبین به دنبال اثرانگشت گشت.