لغت نامه دهخدا
اعجز. [ اَ ج َ ] ( ع ص ) بزرگ سرین. ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء نسخه خطی ) ( یادداشت بخط مؤلف ). بزرگ سرون [ سرین ]. ( از تاج المصادر بیهقی ). || ( ن تف ) عاجزتر. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- امثال:
اعجز عن الشی من الثعلب الی العنقود.
اعجز ممن قتل الدخان.
اعجز من جانی العنب من الشوک.
اعجز من مستطعم العنب من الدفلی.
اعجز من هلباجة. ( یادداشت بخط مؤلف ).