اسکیوا
لغت نامه دهخدا
اسکیوا. [ ] ( اِخ ) ( موافق ) یهودیی رئیس کهنه افسس. وی هفت فرزند خود را علم سحر آموخت و چون آنان عجایب پولس رادیدند خواستند ارواح پلید دیوانگان را باسم عیسایی که پولس بنام او وعظ میکرد اخراج کنند، لکن آن دیوانگان بر ایشان افتاده جامه های ایشان میدریدند و آنان را مجروح میکردند، در نتیجه جمعی کثیر بعیسی ایمان آوردند. ( اعمال رسولان 19:14-19 ) ( قاموس کتاب مقدس ).
جمله سازی با اسکیوا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هیو یکم قبرس (فرانسوی: Hugues؛ ۱۱۹۴/۹۵ – ۱۰ ژانویه ۱۲۱۸)، پادشاه قبرس از ۱ آوریل ۱۲۰۴ پس از مرگ آیمری قبرس بود. مادر وی اسکیوا ابلین، وارث خاندان ابلین بود که بر شهر رمله حکومت میراند.