لغت نامه دهخدا
( آسرون ) آسرون. ( اِ ) ( کلمه یونانی. مخزن الادویه ) سماق. تتری. تِم تِم. تُتُم. سُماک. سماقیل. و آن نیم درختی است با دانه ها چون عدس بخوشه و بر آن دانه ها گَردی تُرش که در طعام کنند.
( آسرون ) آسرون. ( اِ ) ( کلمه یونانی. مخزن الادویه ) سماق. تتری. تِم تِم. تُتُم. سُماک. سماقیل. و آن نیم درختی است با دانه ها چون عدس بخوشه و بر آن دانه ها گَردی تُرش که در طعام کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در قلمرو حکومت اسرون به مرکزیت ادسا، بینالنهرین|ادسا که در سال BCE۱۳۲ بنیانگذاری شد، گویش محلی زبان سوری|سوری قدیم به عنوان زبان رسمی برگزیده شد. در قسمتهای بالایی منطقه دجله، در شرق مدیترانه بود که زبان آرامی رشد کرد که شواهد آن در هاترا، آشور و طور عبدین موجود است. تاتیان، نویسنده کتاب تعالیم دیاتسارون از سرزمین آشور آمدهاست و احتمالاً اثر خود (در سال (۱۷۲ بعد از میلاد را در شرق بینالنهرین نوشتهاست، نه در سوریه یا یونان. در بابل، گویش منطقهای بابلی قدیم c. 70 CE)) در جوامع یهودی استفاده میشد. این زبان به سرعت تحت تأثیر آرامی بابلی و تارگومی بابلی قرار گرفت.