استیکه

لغت نامه دهخدا

استیکه. [ اُ ک َ ] ( اِخ ) جزیره کوچک بین ایتالیا و کرس، در مغرب جزایر لیباریا و شمال غربی صقلیه. طول آن سه میل و عرض دو میل است و اراضی آنجاآتشفشانی است. این جزیره «استیوتیذس » یعنی استخوانها نام داشته و وجه تسمیه وی آن بود که محارباتی بین سرقوسیین و قرطاجنیین بدانجا روی داد و بسیاری از لشکریان قرطاجنه فرصت را مغتنم دانسته عصیان کردند مخصوصاً که قُوّاد لشکر در دادن ارزاق آنان مماطله میکردند، یکبار 6000 لشکری جمع آمدند و جیره خود طلبیدند و رؤسای خود را بعصیان و تمرد تهدید و بدیشان اهانت کردند. و چون خبر این حادثه بحکومت رسید، بسران سپاهیان مزبور دستور قتل سربازان را صادر کرد و ایشان با سربازان بعنوان محاربه با عاصیان بعض جزایر سوار کشتی ها شدند و چون بجزیره مزبور رسیدند سپاهیان را فرودآوردند و خود بی خبر جزیره را ترک کردند و سپاهیان را بی زاد و مسکن گذاشتند، چه آنجا غیرمسکون بودو همه آنان از گرسنگی و رنج هلاک شدند و زمین از استخوانهای ایشان پوشیده شد. ( ضمیمه معجم البلدان ).

جمله سازی با استیکه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مباحث اساسی در مورد آموزه‌های چارواکا به دلیل ظهور فلسفه‌های رقیب مانند بودیسم و جینیسم، در قرن ۶ قبل از میلاد، در متون آنان یافت می‌شود. باتاچاریا معتقد است که چارواکا ممکن است یکی از چندین مکتب بی‌خدایی و ماتریالیستی باشد که در هند باستان، طی قرن ۶ پ‌م، وجود داشته. اگرچه شواهدی از پیشرفت این مکتب در دوران ودایی وجود دارد، اما مکتب فلسفی چارواکا قبل از مکتب‌های استیکه و همچنین اسلاف فلسفه‌های بعدی یا معاصر آن، همچون آژانا، آجیویکا، جین و بودیسم در دوره کلاسیک فلسفه هندوستان، بوده‌است.

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز