اروزی

متضادها

نزول، سقوط

لغت نامه دهخدا

اروزی. [ اَ ] ( اِ ) عودالبرق. قندول. دارشیشعان.

جمله سازی با اروزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ضایعات اولیه مانند ماکول (Macule)، پچ (Patch)، پاپول (Papule)، پلاک (Plaque)، نودول (Nodule)، وزیکول (Vesicle)، بولا (Bulla)، پوسچول (Pustule)، کیست (Cyst)، اروزیون (Erosion)، اولسر (Ulcer)، فیسور (Fissure)، ویل (Wheal)، گشادشدگی مویرگ‌ها (Telangiectasia)، بارو (Burrow) و پسوریازیس (psoriasis).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران