لغت نامه دهخدا
( لعقةالدم ) لعقةالدم. [ ل َ ع َ ق َ تُدْ دَ ] ( اِخ )لقب عبدالدار و لقب مخزوم و عدی و سهم و حمج، بدان جهت که با هم سوگند خوردند سپس شتری کشته خونش را لیسیدند یا دست خود را به خونش بردند. ( منتهی الارب ).
( لعقةالدم ) لعقةالدم. [ ل َ ع َ ق َ تُدْ دَ ] ( اِخ )لقب عبدالدار و لقب مخزوم و عدی و سهم و حمج، بدان جهت که با هم سوگند خوردند سپس شتری کشته خونش را لیسیدند یا دست خود را به خونش بردند. ( منتهی الارب ).
لقب عبد الدار و لقب مخزوم و عدی و سهم و حمج بدان که با هم سوگند خوردند و سپس شتری کشته خونش لیسیدند یا دست خود را به خونش بردند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون پايه هاى اصلى كعبه به حد رسيد، بر سر اينكه كدام قبيله افتخار نصبحجرالاسود را نصيب خود گرداند، ميانشان اختلاف افتاد و كار بالا گرفت تا آنجا كه بهنزاع كشيد. آنگاه سوگند خوردند و آماده جنگ با يكديگر شدند. و با بنوعدى بن كعبقرار گذاشتند كه تا حد مرگ پايدارى كنند و به عنوان همبستگى دستهايشان را در كاسهاى پر از خون فرو بردند و لعقه الدم (خون ليسان ) نام گرفتند.(335)