لعقه

لغت نامه دهخدا

( لعقة ) لعقة. [ ل َ ق َ ] ( ع اِ ) یکبار لیسیدن. ( منتهی الارب ). لعق. || اندک هرچه باشد. یقال: فی الارض لعقة من ربیع؛ ای قلیل من الرطب. ( منتهی الارب ).
لعقة. [ ل ُ ق َ ] ( ع اِ ) آنچه در کپچه و ملعقه برداشته شود. ( منتهی الارب ). مقداری که در یک ملعقه جای گیرد. || از معجونات وزنی معادل چهار مثقال. ( مفاتیح ).

فرهنگ فارسی

آن که در کپیچه و معلقه برداشته شود. مقداری که در یک معلقه جای گیرد.

جمله سازی با لعقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرمود آنحضرت در وقت رفتن بكربلا دنيايند و دين لعقه ئيست بزبانشان بطرف دينميروند آنقدريكه معيشت آنها خوش باشد. پس وقتيكه بمقام امتحان بر آمدند كم ميشونددينداران.

گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز