لعس

لغت نامه دهخدا

لعس. [ ل َ ] ( ع مص ) گزیدن به دندان. ( منتهی الارب ).
لعس. [ ل َ ] ( اِخ ) موضعی است. ( از معجم البلدان ).
لعس. [ ل َ ع َ ] ( ع اِ ) سرخی لب که به سیاهی زند. ( منتهی الارب ). سیاه لبان که لب ایشان از غایت سرخی به سیاهی زند. ( منتخب اللغات ). || سیاهی لب که نیکو نماید. ( منتهی الارب ).
لعس. [ ل َ ع َ ] ( ع مص ) سیاهی آمیز شدن. ( منتهی الارب ).
لعس.[ ل ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ العس و لعساء. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

جمع العس لعسا

جمله سازی با لعس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نی اعانت جست از روح القدس نی گشود اندر دعا ولا نه لعس

سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز