لشکرگذار

لغت نامه دهخدا

لشکرگذار. [ ل َ ک َ گ ُ ] ( نف مرکب ) سائق جیش:
لشکرگذار باشد دشمن شکار باشد
دیناربخش باشد دیناربار باشد.منوچهری.

فرهنگ عمید

= لشکرکش

فرهنگ فارسی

سائق جیش
( صفت ) لشکر کش سایق جیش: لشکر گذار باشد دشمن شکار باشد دینار بخش باشد دیناربار باشد. ( منوچهری. د. چا.۲۱: ۲ )

جمله سازی با لشکرگذار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لشکرگذار باشد دشمن شکار باشد دیناربخش باشد، دیناربار باشد