لغت نامه دهخدا
قوری چای. ( اِخ ) نام یکی از دهستانهای دوگانه بخش قره آغاج شهرستان مراغه و در قسمت باختری بخش واقع و هوای آن معتدل و سالم و در بعضی قراء که نسبتاً گرمسیر است، مالاریائی میباشد. این دهستان از 92 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمع نفوس آن در حدود 22330 تن میباشد. آب قرای دهستان بوسیله رودخانه های قوریچای، جیران، قنوات و چشمه تأمین میگردد. محصولات عمده آن غلات، نخود و بزرک است. شغل ساکنین دهستان زراعت و صنایع دستیشان جاجیم و گلیم بافی است. راه شوسه مراغه به میانه از قسمت شمالی این منطقه عبور مینماید و کلیه راههای آن مالرو است. مرکز دهستان قریه بارلار میباشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
قوری چای. ( اِخ ) دهی است از دهستان ییلاق بخش حومه شهرستان سنندج، سکنه آن 1250 تن. آب آن از چشمه. محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان آنجا قالیچه، جاجیم بافی است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
قوری چای. ( اِخ ) دهی است از دهستان مهربان بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان، سکنه آن 423 تن. آب آن از قنات. محصول آن غلات دیم و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان آنجا قالی بافی است. راه مالرو دارد و تابستان از سیف آباد اتومبیل میتوان برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
قوری چای. ( اِخ ) دهی است از دهستان فعله گری بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاهان، سکنه آن 165 تن. آب آن از قنات. محصول آن غلات و حبوب دیمی. شغل اهالی زراعت است و در تابستان عده ای از سکنه برف به سنقر حمل می نمایند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
قوری چای. ( اِخ ) ده کوچکی از دهستان سیدلو بخش بانه شهرستان سقز که سکنه آن 25 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).