لغت نامه دهخدا
قاذور. ( ع ص ) مرد کناره گزین. رجل قاذور؛ مردی که با مردم نیامیزد از بدی خوی خود. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
قاذور. ( ع ص ) مرد کناره گزین. رجل قاذور؛ مردی که با مردم نیامیزد از بدی خوی خود. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
مرد کناره گزین رجل قاذور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ... پس تقدير اشتراط يقين و جزم در ايمان شكى نيست در آنكه مشروط است به عدم انكارظاهرى؛ پس ممكن است ارتداد به كفر و زوال ايمان يا به انكار ظاهرى يا بهفعل امرى كه شارع حكم به حصول كفر فرموده است نزد آنفعل، مثل سجده بت يا قتل پيغمبر يا امام عليهماالسّلام و القاى مصحف در قاذورات واستخفات به كعبه و امثال آن )).(265)
💡 بـلى، در مـواردى كـه غيبت واجب مى شود، مثل مورد ثابت و بعضى موارد ديگر كه علما ذكرفـرمـوده انـد، البـتـه بـايـد اقـدام نـمـود ولى نـيـت را از هواى نفس و متابعت شيطان بايدتـخـليـص نـمـود. ولى در مـوارد جـواز تـرك آن اولى و احسن است. هر امر جايزى را انساننبايد مرتكب شود، و خصوصا اين طور از امور كه مكايد نفس و شيطان در آن خيلى كارگراسـت. در روايـت اسـت كـه حـضـرت عـيسى، سلام الله عليه، با حواريين به مردار سگىگذشتند. حواريين گفتند: چه قدر بوى اين مردار بد است ! حضرت عيسى، عليه السلام،فـرمـود: چقدر دندانهاى او سفيد است !(576) البته مربى نوع بشر بايد صاحب چنيننـفس تزكيه شده اى باشد. راضى نشد از مصنوع حق تعالى ذكر سوء شود. آنها نقص اورا ديـدنـد، آن حضرت كمال آن را گوشزد آنها كرد. شنيدم در حديث است از حضرت عيسى،عـليـه السـلام، كـه فـرمـوده: مـثـل مگسى كه بر قاذورات مى نشيند نباشيد كه به مواردعيوب مردم متوجه باشيد.