فرارفتن

لغت نامه دهخدا

فرارفتن. [ف َ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) گریختن. دور شدن:
وقتی افتاد فتنه ای در شام
هر یک از گوشه ای فرارفتند.سعدی. || تعجب کردن. وارفتن:
فرارفت و گفت ای عجب این تویی
فرشته نباشد بدین نیکویی.سعدی ( بوستان ). || رفتن:
اگر به باغ فرارفتمی، زبانم هیچ
نیافتی ز خروشیدن و نکوهش مال.فرخی.

فرهنگ عمید

۱. رفتن.
۲. پیش رفتن.
۳. گریختن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - پیش رفتن ۲ - تعجب کردن وا رفتن ۳ - گریختن دور شدن.

جمله سازی با فرارفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در تاريخ بشر از كهن ترين زمان ها دو فراگرد اساسى هست. يكى فراگرد تغيير طبيعت و محيط طبيعى به نفع زيستن، كه تمدن خوانده مى شود. و ديگرى فراگرد تغيير تكاملى خود جهت اعتلا و فرارفتن از سطح عادى و عامى، كه تدين نام دارد.معرفت دينى وحيانى متكفل هدايت بشر در فراگرد دوم است.حال آنكه دانش هاى بشرى به فراگرد اول اختصاص دارند به استثناى علم اخلاق،فلسفه حقوق، فلسفه سياست، و روانشناسى رشد و كمال.

💡 1- امكان تقرب كه همان منزلت والا يافتن در نظام هستى باشد. اين همان آزادى در چهارمحيط است و دگرگون سازى آن ها و فرارفتن از آن ها به طورى كه تاثير گذار در آنها باشد، نه تاءثيرپذير از آن ها، فعال باشد نه منفعل، (عزيز) يعنى مقتدر، رخنه ناپذير، اثرناپذير و شكست ناپذير باشد، نه دليل اسير در بند بى دست و پاى بى همت بى تكاپو.

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز