غنیمت بردن

مترادف‌ها

بهره بردن، تصاحب کردن، غنیمت شمردن

متضادها

باختن، از دست دادن

لغت نامه دهخدا

غنیمت بردن. [ غ َ م َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) غنیمت گرفتن. غنیمت یافتن. رجوع به غنیمت و غَنیمة شود:
کیسه بر آن خواب غنیمت شمرد
آمد و از کیسه غنیمت ببرد.نظامی.- به غنیمت بردن؛ غنیمت گرفتن. غنیمت یافتن. رجوع به غنیمت و غَنیمة شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) غنیمت گرفتن غنیمت یافتن.

جمله سازی با غنیمت بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تصرف اورشلیم، شهر مقدس یهودیان و مسیحیان، و به غنیمت بردن صلیب راستین که مقدس‌ترین و گرامی‌ترین شیء در جهان مسیحیت به‌شمار می‌رفت، اهمیت ویژه‌ای داشت. انتقال این صلیب به ایرانشهر، که در آن زمان به‌طور رسمی تحت تسلط روحانیون زرتشتی و آموزه‌های دینی سختگیرانهٔ آنان بود، اثر عجیبی در دنیای باستان گذاشت و موجب اندوه، سرخوردگی و یأس بی‌پایان مؤمنین مسیحی شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران