لغت نامه دهخدا
غلیظ شدن. [ غ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب )گنده و سطبر شدن. درشت گردیدن. رجوع به غلیظ شود.
غلیظ شدن. [ غ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب )گنده و سطبر شدن. درشت گردیدن. رجوع به غلیظ شود.
( مصدر ) ۱ - گنده شدن کلفت شدن ۲ - ستبر شدن ( شیر و مانند آن ) پر مایه شدن مقابل رقیق شدن خشن گشتن ۴ - سنگین و ناگوار شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سس قارچ با قارچ، کره، خامه یا روغن زیتون، شراب سفید (در برخی از تغییرات ممکن است از شراب قرمز ملایم استفاده شود) و فلفل با طیف گستردهای از تغییرات ممکن با مواد اضافی مانند موسیر، سیر، آب لیمو، آرد درست میشود. (برای غلیظ شدن سس)، آب مرغ، زعفران، ریحان، جعفری یا سبزیهای دیگر. از انواع سس آلمانت میباشد.
💡 در دریاچههای قلیایی، تبخیر باعث غلیظ شدن نمکهای کربنات طبیعی میشود که دریاچهای قلیایی و غالباً نمکی را بهوجود میآورد. دریاچهٔ تورکانا در کنیا مثالی برای این نوع دریاچهها است.
💡 هزیان، خوابآلودگی شدید، غلیظ شدن ترشحات نایژه، تاری دید، دفع مشکل یا دردناک ادرار، هیجان و زودرنجی، خشکی دهان توهم،گشاد شدن مردمک