لغت نامه دهخدا
غلطغلطان. [ غ َ غ َ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) غلطان غلطان. رجوع به غلطان غلطان شود:
گوی شو میگرد بر پهلوی صدق
غلطغلطان در خم چوگان عشق.مولوی.
غلطغلطان. [ غ َ غ َ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) غلطان غلطان. رجوع به غلطان غلطان شود:
گوی شو میگرد بر پهلوی صدق
غلطغلطان در خم چوگان عشق.مولوی.
غلتان غلتان غلتیدن پیاپی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غلط غلطان رفت پنهان اندر آب ماند آن احمق همیکرد اضطراب
💡 گوی شو میگرد بر پهلوی صدق غلط غلطان در خم چوگان عشق
💡 همچو جان میروید بی سر وبا غلط غلطان ز جای در بیجا
💡 رو در افتادن گرفتند از نهیب غلط غلطان منهزم در هر نشیب