عود سوزی

لغت نامه دهخدا

عودسوزی. ( حامص مرکب ) سوزاندن عود. بر آتش نهادن عود تا بوی خوش دهد. عود سوختن. رجوع به عود سوختن شود:
ز دلها کرده در مجمرفروزی
به وقت عودسازی عودسوزی.نظامی.- عودسوزی کردن؛ سوزاندن عود:
تا شب آنجا نشاط و بازی کرد
عودسوزی و عطرسازی کرد.نظامی.

فرهنگ فارسی

سوزاندن عود بر آتش نهادن عود تا بوی خوش دهد عود سوختن

جمله سازی با عود سوزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر خواستار وصلی باید بمحفل غم یا همچو عود سوزی یا همچو رود سازی

💡 تن از گل، عود سوزی پر ز آتش فتیله عنبری، هر سرو دلکش

💡 ور آتش تیز بر فروزی و او را به مثل چو عود سوزی

💡 سر زلف سیه در عود سوزی نسیم صبح در مجمر فروزی

💡 به هر جانب چو لاله دلفروزی همی افروخت مشکین عود سوزی

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
دهش یعنی چه؟
دهش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز