عنوق

لغت نامه دهخدا

عنوق. [ ع ُ ] ( ع اِ ) ج ِ عَناق. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به عناق شود.
- امثال:
العنوق بعد العنوق؛ مثلی است که در تنگ حالی بعدِ فراخ حالی آرند. رجوع به عناق شود.

فرهنگ فارسی

جمع عناق

جمله سازی با عنوق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جمله را دادیم و بگرفتیم بوق نی بکار آید صبوحی نی عنوق

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز