عزیزالدین

لغت نامه دهخدا

عزیزالدین. [ ع َ زُدْ دی ] ( اِخ ) احمدبن حامدبن محمدبن عبداﷲ، مکنی به ابونصر. عم عمادکاتب اصفهانی. رجوع به احمد ( ابن حامدبن... ) شود.

فرهنگ فارسی

احمد ابن حامد بن محمد بن عبدالله مکنی به ابونصر عم عماد کاتب اصفهانی

فرهنگ اسم ها

اسم: عزیزالدین (پسر) (عربی)
معنی: گرامی در دین

جمله سازی با عزیزالدین

💡 دولت پاکستان او را طراح نقشه ترور بی نظیر بوتو می‌داند و سازمان جسوسی آمریکا نیز اتهام را تایید کرده‌است. همچنین ربودن طارق عزیزالدین سفیر پاکستان در افغانستان، نیز توسط نیروهای تحت امر او انجام شده‌است.