شیروانشاه

لغت نامه دهخدا

شیروانشاه. [ شیرْ ] ( اِ مرکب ) شاه شروان. شاه شیروان. رجوع به شروان و شیروان شود.
شیروانشاه.[ شیرْ ] ( اِخ ) شروانشاه. خاقان اکبر ابوالهیجاء فخرالدین منوچهربن فریدون شروانشاه، ممدوح خاقانی شروانی. رجوع به شروانشاهان و شروانشاه و شروانشه شود.

جمله سازی با شیروانشاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در منابع قرون وسطی تا سده دهم اطلاعات کمی در مورد باکو وجود دارد یا اصلاً وجود ندارد. قدیمی‌ترین شواهد سکه‌شناسی یافت شده در این شهر، سکه عباسی متعلق به قرن هشتم میلادی است. در آن زمان باکو قلمرو خلافت عرب و بعداً شیروانشاهان بود. در این دوره، آنها اغلب مورد حمله خزرها و (از قرن دهم) روس‌ها قرار گرفتند. شیروانشاه اخسیتان اول یک نیروی دریایی در باکو ساخت و با موفقیت یک حمله دیگر روسها را در سال ۱۱۷۰ دفع کرد. پس از زلزله ویرانگری که شاماخی، پایتخت شیروان را لرزاند، دربار شیروانشاه در سال ۱۱۹۱ به باکو نقل مکان کرد. یک ضرابخانه نیز به بهره‌برداری رسید.

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز