لغت نامه دهخدا
شهسواران. [ ش َ س َ ] ( اِخ ) نام محلی کنار راه قم و سلطان آباد میان ابراهیم آباد و گرچون در 250800گزی طهران. ( یادداشت مؤلف ).
شهسواران. [ ش َ س َ ] ( اِخ ) نام محلی کنار راه قم و سلطان آباد میان ابراهیم آباد و گرچون در 250800گزی طهران. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هلالی کیست؟ کان مه توسن برانگیزد بقتل او بخون این چنین صیدی چه حاجت شهسواران را؟
💡 از ساخت و نصب این تندیسها بیشتر برای یادبود سالاران لشکرها، سیاستمداران فعال در زمینه نظامی و همچنین شهسواران و پهلوانان استفاده میشود.
💡 شهریاران همعنان و شهسواران در رکاب شیر گیران بر یمین و شیر مردان بر یسار
💡 سمند ناز جولان ده به ره گو کشته شو جامی اگر ضایع شود موری چه نقصان شهسواران را
💡 از آن وادی نمانده پای رفتن شهسواران را رود چون بیدلی از گریه تا گل در کمر رفته
💡 این دستنوشته در منابعی به عنوان یک سند واقعی منتشر شدهاست که مقاله حسین شهسوارانی در فصلنامه اباختر، یادداشت مهدی غنی در روزنامه اعتماد و مطلبی در وبگاه خبری تابناک از آن جمله هستند.