لغت نامه دهخدا
( شنوکة ) شنوکة. [ ش َ ک َ ] ( اِخ )کوهی است و جمع آن شنائک است به اعتبار اجزای آن. ( منتهی الارب ). کوهی است به بدر. ( از معجم البلدان ).
( شنوکة ) شنوکة. [ ش َ ک َ ] ( اِخ )کوهی است و جمع آن شنائک است به اعتبار اجزای آن. ( منتهی الارب ). کوهی است به بدر. ( از معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وین بوالعجبی شنوکه در کوره عشق چون خس که در افتد اندر آتش سوزد
💡 گفتا ز اهل هوشی دانمکه پرده پوشی عذری شنوکه تا لب بگشایی آفرین را