شفا دادن

لغت نامه دهخدا

شفا دادن. [ ش ِ / ش َ دَ ] ( مص مرکب ) بهبود بخشیدن. درمان کردن. چاره کردن درد. درست کردن. تندرست کردن. بِه ْ کردن از بیماری. ( یادداشت مؤلف ): باز اعمال خیر و ساختن توشه آخرت از علت گناه از آن گونه شفا میدهد. ( کلیله و دمنه ).
جواب سرد فرستی شفای دل ندهد
شفا چگونه دهد چون گلاب باشد سرد.خاقانی.نطقش معلمی که کند عقل را ادب
خلقش مفرحی که دهد نفس را شفا.خاقانی.آزر ثانی منم یافته از وی حیات
عیسی دلها وی است داده تنم را شفا.خاقانی.یاد بهار من نفس آرمیده است
بیماری نسیم شفا میدهد مرا.صائب.- امثال:
اگر سخن از سخن دان پرسند شفا تواند داد. ( فارسنامه ابن البلخی ).
نه کور میکند نه شفا میدهد.
و رجوع به شفا شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بهبود بخشیدن از مرض نجات دادن.

جمله سازی با شفا دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 O هرجا احساس خطر مى شود بايد توجّه بيشتر در كار باشد. در زنده كردن مردگان، شفا دادن كوران و ساير بيماران، خطر انحراف عقيده و غلوّ وجود دارد، لذا در اين آيه دو بار ودر آيه 110 سوره مائده، چهار مرتبه مساءله اذن خدا مطرح شده است.

💡 كلمه (راق - راقى ) اسم فاعل از مصدر (رقى ) است، كه به معناى افسون كردنو شفا دادن است، مى فرمايد: چه كسى از اهل وعيال و دوستانش در آنچه كه پيرامون اويند مى تواند او را شفا دهد و دردش را دوا كند؟ واين جمله را در هنگام نوميدى بكار مى برند.

💡 و از جمله اى از اخبار مستفاد مى شود كه: (از مقاصد عظيمه و فوايد جليله ظهور آن جناب،خونخواهى و انتقام از قاتلين جدّ بزرگوارش بلكه از ذرّيّتهاى ايشان و شفا دادن قلوبمؤ منين است، بلكه حزن ملائكه منتهى نمى شود مگر در آن روز.)

تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز