شباع
مترادفها
اشباع، سیر شدن، پر شدن
متضادها
گرسنگی، کمبود
لغت نامه دهخدا
شباع. [ش ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ شبعان: تراهم سباعاً اذا کانوا شباعاً؛ درنده یابی ایشان را اگر سیر باشند. ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به شَبْعان شود.
فرهنگ فارسی
جمع شعبان... درنده یابی ایشانرا اگر سیر باشند.
جمله سازی با شباع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شباع بن وهب چون به مدينه آمد، جريان را به حضرت گزارش كرد، حضرت فرمود:باد ملكه حكومتش نابود بود
💡 حارث از جانب قيصر روم در دمشق حكومت مى كرد، شباع بن وهب نامه حضرت را در شام بهاو رسانيد متن نامه چنين است:
💡 شباع بن وهب چون به مدينه آمد، جريان را به حضرت گزارش كرد، حضرت فرمود:باد ملكه حكومتش نابود بود (580)
💡 در مباحث مربوط به روانشناسی غذا، مفهوم شباع به معنای احساس رضایت و پایان یافتن حس گرسنگی پس از صرف یک وعده غذایی است.
💡 برخلاف تصور عمومی، رسیدن به حالت شباع کامل لزوماً به معنای مصرف بیش از حد مواد غذایی و کالریهای اضافی نیست.
💡 برخی از مواد غذایی به دلیل داشتن فیبر بالا، باعث ایجاد احساس شباع طولانیمدت در بدن میشوند و از گرسنگی مکرر جلوگیری میکنند.