لغت نامه دهخدا
سیف بن ذی یزن. [ س َ اِ ن ِ ی َ زَ ] ( اِخ ) یکی از پادشاهان خاندان حمیری. طبق روایت وی برای رهایی عربستان جنوبی از تسلط حبشیان که از زمان ذونواس در آنجاحکومت میکردند، نخست از دربار بیزانس و سپس از خسروانوشیروان، شاهنشاه ساسانی یاری خواست. شاهنشاه چون در این اقدام سودی چندان نمی دید، گروهی از جنایتکاران را از زندان آزاد کرد و تحت فرماندهی وهرز بیاری او فرستاد. این گروه بهمراهی اتباع سیف، حبشیان را که تحت فرمان مسروق بودند شکست داده اخراج کردند و ایرانیان سیف را بعنوان شاه بر تخت نشاندند. این فتح در حدود سال 570 م. صورت گرفت. ( فرهنگ فارسی معین ).