سیبریا

لغت نامه دهخدا

سیبریا. [ ب ِ ] ( اِخ ) رجوع به سیبریه شود.

فرهنگ فارسی

دشتی پهناور که همه شمال آسیا را فرا گرفتهازکوههای اورال (میان اروپا و آسیا ) تا اقیانوس کبیر ممتد و از شمال باقیانوس منجمد شمالی محدود است. مساحت این دشت وسیع ۱۲۳۸٠٠٠٠ کیلومتر مربع است که تمام آن دشت و هموار است فقط در مشرق آن کوههای یا بلونویئی و استانووئی و در جنوب کوههای سایان و آستائی قرار دارد. رودخانه های اب ینی سئی لنا و آمور در آن جریان دارند و باقیانوس منجمد شمالی میریزند. جمعیت سیبریه حدود ۲۵ میلیون تن میباشد که ازنژادهای بومی روسهای مهاجر هستند. سیبریه از لحاظ سیاسی بچهار قسمت تقسیم میشود: ۱ - جمهوری یا کوتسک که پایتخت آن ایرکوتسک در کنار رود [ لنا ] قرار دارد. ۲- جمهوری بوریات و مغول که مرکز آن ورخنه اودینسک است.۳- سیبریه غربی که پایتخت آن نوو سیبرسک است. ۴ - سیبریه شرقی که پایتختش ایرکوتسک در کنار دریاچه بایکال است. سیبریه مستور از جنگل است و زغال سنگ آن یکی ار مهمترین معادن زغال سنگ دنیاست. یک رشته خط آهن که آنرا خط ماورائ سیبری میگویند این ناحیه را باروپا متصل میسازد و طول آن بدون شعب ۶۶٠٠ کیلومتر است.

جمله سازی با سیبریا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تحریم راه را برای اکتشاف انرژی در آلاسکا، دریای شمال، دریای خزر و کائوکاسوز باز و هموار کرد. اکتشاف در دریای خزر و سیبریا بسیار سودمند و پرفایده بود. همکاری متقابل به نوعی دشمنی و رقابت تبدیل شد و در این حین جماهیر شوروی میزان تولیدات خود را افزیش داد. در سال ۱۹۸۰ جماهیر شوروی بزرگترین تولیدکننده نفت جهان به‌شمار می‌رفت.

تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز