سنگین شدن

مترادف‌ها

دشوار شدن، سنگین گشتن

متضادها

سبک شدن

لغت نامه دهخدا

سنگین شدن. [ س َ ش ُ دَ] ( مص مرکب ) سخت و شدید شدن. گران شدن:
سنگین نمیشد اینهمه خواب ستمگران
میشد گر از شکستن دلها صدا بلند.صائب.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) احساس گرانی در خود کردن کرخ شدن اعصاب شخص.

جمله سازی با سنگین شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رق تغییرات زیادی را در طول دو دهه گذشته تجربه کرده‌است. این ساز به طور سنتی دارای یک قاب چوبی است که پوست حیوان به آن چسبیده است. گاهی رطوبت و دما، پوست طبیعی را تا حدی شُل می‌کند که صدای ساز نامطلوب می‌شود. سازندگان اخیراً با استفاده از پوست نایلونی، محافظ فلزی و پیچ و مهره، مشکل تغییر کوک پوست را حل کرده اند. اما سنگین شدن رق، نواختنش را کمی دشوار کرده است.

💡 تسیبیوس مهندس و مخترع دوره هلنیستی (۲۸۵–۲۲۲ پیش از میلاد) یک ساعت آبی ساخت با شاخص و اشاره‌گر که نشان دهنده زمان بود و سیستم زنگی استادانه‌ای به آن افزوده شده بود که می‌توانست در یک زمان از قبل تنظیم شده با رها کردن سنگریزه‌ها در یک کوزه سازی بادی را به‌صدا درآورد. در واقع کوزه با سنگین شدن در آب فرومی‌رفت و آب، هوای فشرده را در یک ساز شیپور مانند می‌دمید.

💡 سنگین شدن بار مسئولیت‌ها در مدیریت یک شرکت بزرگ، نیازمند داشتن صبر، حوصله و توانایی بالا در تصمیم‌گیری‌های بسیار حساس و حیاتی در شرایط سخت است.

💡 سنگین شدن وزن بدن به دلیل رژیم غذایی نامناسب، می‌تواند منجر به بروز بیماری‌های مختلف از جمله دیابت و مشکلات قلبی و عروقی در آینده شود.

💡 سنگین شدن فضای اتاق پس از بیان آن خبر ناگوار، باعث شد که تمام حاضرین برای مدتی طولانی در سکوت مطلق و با اندوه عمیق فرو بروند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران