لغت نامه دهخدا
سلن. [ س ُ ل ُ ] ( اِخ ) رجوع به سولون شود.
سلن. [ س ُ ل ُ ] ( اِخ ) رجوع به سولون شود.
یکی از قانون گذاران آتن واز حکمای سبعه یونانی ( و. ۶۴٠- ف.۵۵۸ ق.م ). مردم آتن اصلاحات عمومی و ضروری را بعهده دانشمند ترین مرد شهر خود سولون واگذاستند. سولون نه تنها مردی دانا و آزموده وخوش ذوق بود بلکه در جنگ نیز پشت کار و همت نشان میداد او طبع شعر هم داشت و بهمین جهت یونانیان او را مهبط الهام خداوندان میدانستند. اصلاحات وی بسیار بود از: اداره حکومت شهر اصلاح امور قضایی ایجاد محکمه ای که اعضای آن بقید قرعه از میان همه مردمی که از حقوق اجتماعی بهره میبردند انتخاب میشدند انتحاب میشدند ( بدین ترتیب سازمانی آزاد بوجود آورد ).
اسم: سلن (دختر) (یونانی) (تلفظ: selen) (فارسی: سِلن) (انگلیسی: selen)
معنی: خدای ماه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گروه تا سال ۲۰۰۲ در چند شوی تلویزیونی هم حضور داشت. خوانندههای مطرحی چون: سلن دیون، شکیرا، شر و آناستازیا در این برنامهها حضور داشتند.
💡 «به او بگو»، بعدها جزئی از مجموعه آهنگهای تلفیقی هر دو هنرمند قرار گرفت. مجموعههایی که عبارت بودند از: مجموعه آثار سلن دیون، جلد یک و آهنگهای اصلی باربارا استرایسند. همچنین در سال ۲۰۰۸، این ترانه بعنوان بخشی از بزرگترین موفقیتهای دیون، در مجموعهای که تحت عنوان عشق من: آهنگهای اصلی، عرضه شده بود، انتشار یافت.