سروچ

لغت نامه دهخدا

سروچ. [ س َ ] ( اِخ ) «سروچ » به قول مارکوارت تصحیفی از «رسوخ » و «رسوخان » است. ( مارکوارت شهرستانهای ایران ص 77 ). ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). نام دشتی است در نواحی کرمان. ( برهان ) ( آنندراج ):
ز کوه بلوچ و ز دشت سروچ
برفتند خنجرگذاران کوچ.فردوسی.هم از پهلوی پارس کوچ و بلوچ
زگیلان جنگی و دشت سروچ.فردوسی ( شاهنامه چ بروخیم ص 558 ).

فرهنگ فارسی

(( سروج ) ) بقول مارکوارت تصحیفی از (( رسوخ ) ) و (( رسوخان ) ) است (( مارکوارت شهرستانهای ایران ۷۷ ) )

جمله سازی با سروچ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هم از پهلو و پارس و کوچ وبلوچ / زگیلان جنگی و دشت سروچ

💡 هم از پهلو و پارس و کوچ و بلوچ ز گیلان جنگی و دشت سروچ

💡 آنها دردومین ظهور مبارزانی هستند که (دوره کیانیان) به همراهی سپاه سیاوش برای نبرد با افراسیاب به توران حمله می‌کنند و نام ایشان همراه دیگر اقوام ایرانی همچون قوم دیلم گیلان پارس پهلو و مبارزان دشت سروچ دیده می‌شود و پرچم ایشان هم نقش پلنگ دارد.

💡 زکوه بلوچ و زدشت سروچ / گرازان برفتند گردان کوچ

💡 ماه چون روی تو بود ار ماه مشکین زلف داشت سروچون قدتوبود ار سرو سیمین ساق بود

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز