سرباران

لغت نامه دهخدا

سرباران. [ س َ ] ( اِخ ) دهی ازدهستان پائین شهر بخش میناب شهرستان بندرعباس و دارای 750 تن سکنه است. آب آن از رودخانه تأمین می شود.محصول آن خرما است. مزارع جلال آباد، محمدشاهی و دلالان جزء این ده است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).

دانشنامه عمومی

سرباران، روستایی در دهستان سرباران بخش تیاب شهرستان میناب در استان هرمزگان ایران است. این روستا، مرکز دهستان سرباران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۶۲۰ نفر ( ۱۶۴ خانوار ) بوده است.

جمله سازی با سرباران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باغونی، روستایی در دهستان سرباران بخش تیاب شهرستان میناب در استان هرمزگان ایران است.

💡 دهستان سرباران، یکی از دهستان‌های بخش تیاب شهرستان میناب در استان هرمزگان ایران است. مرکز این دهستان، روستای سرباران است.

💡 بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت دهستان سرباران برابر با ۷٬۴۴۰ نفر بوده است.

💡 حاجی‌آباد، روستایی در دهستان سرباران بخش تیاب شهرستان میناب در استان هرمزگان ایران است.