سحن

لغت نامه دهخدا

سحن. [ س َ ] ( ع مص ) مالیدن چوب را تا که نرم و تابان گردد. ( منتهی الارب )( آنندراج ). مالیدن چوب را تا که نرم گردد. ( اقرب الموارد ). || شکستن سنگ را. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). شکستن سنگ را. ( تاج المصادر بیهقی ).
سحن. [ س َ ] ( ع ص ) یوم سحن؛ روز جماعت بسیار. ( منتهی الارب ). در اقرب الموارد به صورت ترکیب اضافی ضبط شده است و سحن مضاف الیه یوم آمده است.
سحن. [ س ِ ] ( ع اِ ) پناه جای. یقال: هو فی سحنه؛ ای فی کنفه. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

پناه جای یقال هو فی سحنه ای فی کنفه

جمله سازی با سحن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر کسی با شما سحن گوید که «پدر شما را در خواب دیدم قلیه حلوا می‌خواهد»، زنهار به مکر او فریفته مشوید که آن نگفته باشم و مرده چیزی نخورد.

💡 با یکدگر بوقت خطاب و عتابشان الّا زبان تیغ نباشد سحن گزار

💡 ثم لايكن اختيارك اياهم على فراستك واستنامتك و حسن الظن منك، فانالرجال يتعرضون لفراسات الولاة بتصنعهم و سحن خدمتهم و ليس وراء من النصيحة والاءمانة شى ء؛ (291) سپس در انتخاب آنان هرگز به فراست و اطمينان، و خوشگمانى خود تكيه مكن؛ چرا كه مردمان براى جلب نظر زمامداران و واليان، به ظاهرسازى پرداخته و تظاهر به خوش ‍ خدمتى مى كنند؛ در حالى كه در پس اين ظاهر جالب،هيچ گونه امانتدارى و خير خواهى وجود ندارد

💡 برخی از فقیهان و اندیشمندان اسلامی تونس مانند امام سحنون نیشابوری، اسد بن فرات نیشابوری، عبدالله بن فروخ فارسی و خالد بن یزید فارسی ایرانی‌تبار بوده‌اند.

💡 معاويه كه مى دانست حريف آن حضرت نيست و اگر به ميدان برود كشته خواهد شد سحن اورا نپذيرفت. بالاخره روزى معاويه با خدعه و نيرنگ توانست عمرو عاص را به ميدانبفرستد.

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز