لغت نامه دهخدا
سجیر.[ س َ ] ( ع ص، اِ ) یار و دوست خالص. ( منتهی الارب ). یار. ( مهذب الاسماء ). الخلیل الصفی. ( اقرب الموارد ).
سجیر.[ س َ ] ( ع ص، اِ ) یار و دوست خالص. ( منتهی الارب ). یار. ( مهذب الاسماء ). الخلیل الصفی. ( اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ظهیرالدین میگوید که نزدیک سجیران در محلی به نام زیازسید رضی کیاکاروانسرایی برای مسافران ساخت(۸۲۹هجری) و باغی احداث کرد که در آن درختهای میوه و انگور رودبار کاشته میشود.]]
💡 اسم اصلی آب معدنی سجیران آب معدنی درازمالگا(درازمالگه) میباشد