ستای

لغت نامه دهخدا

ستای. [ س ِ ] ( نف مرخم ) ستاینده. ( شرفنامه ):
منم کریم ستای و تویی حکیم نواز
زهی سخا و سخن بر من و تو سهل وسلیم.سوزنی.ترکیب ها:
- خودستای. خویشتن ستای. مرده ستای. نیکی ستای.
|| ( اِ ) سه عدد. ( شرفنامه ).

فرهنگ فارسی

ستاینده

دانشنامه عمومی

ستای (ناحیه ییهلاوا). ستای ( به چکی: Stáj ) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری چک است که در ناحیه ییهلاوا واقع شده است. ستای ۵٫۹۲ کیلومتر مربع مساحت و ۱۷۷ نفر جمعیت دارد و ۶۰۲ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

جمله سازی با ستای

💡 شه ستایی چو من نداند کرد هر که او شه‌ره‌ بیان برداشت

💡 می ستایی واعظا کوثر ز دست حور و عین خود ز دست ساقی گلرخ شراب ناب نیست

💡 کعبه عبادت ستای من شد ازیراک دید مرا مکرمت‌ستای صفاهان

💡 چاکرانت را نمی گویم که خاک آن درم با بزرگان خود ستایی خوش نمی آید مرا

💡 همه خوی و کردار او را ستای همان دشمنش را نکوهش فزای

💡 نکیسا چون زد این طیاره بر چنگ ستای باربد برداشت آهنگ

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز