خودستای

لغت نامه دهخدا

خودستای. [ خوَدْ /خُدْ س ِ ] ( نف مرکب ) خودستا. رجوع به خودستا شود.

فرهنگ فارسی

خودستا
( خود ستا ی ) ( صفت ) کسی که کردار و صفات خود را تمجید کند و خویشتن را برتر از دیگران داند.

جمله سازی با خودستای

💡 زبان گوهر شهوار، آب و رنگ بس است طریق مردم سنجیده خودستایی نیست

💡 جوهر من از دهان زخم گویا می شود چون لب خاموش تیغ از خودستایی فارغم

💡 دماغ اهل صفا نچیند بساط ‌انداز خودستایی سحر محال است اگر نفس را به دستگاه سخن برآرد

💡 سگان کوی تو خود را همی نهیم لقب ببین که تا به حد است خودستایی ما

💡 ترک دعوی کن که با چندین زبان آتشین مهر دارد بر دهان خودستایی آفتاب

💡 شاهدپرست و سرکش و قلاش و خودستای با این صفات منکر اهل فضیلتیم

چاشت یعنی چه؟
چاشت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز