سان سان

لغت نامه دهخدا

سان سان. ( ص مرکب ) پاره پاره، قطعه قطعه و جزٔجزء. ( ناظم الاطباء ). رجزع به سان شود.
سان سان. ( اِخ ) نام پادشاه ماساژت هاست پادشاهان این مرز و بوم ( صفحات طرف قفقاز ) و پادشاه ارامنه از یک نژادند. این پادشاه گریگوار مبلّغ دین مسیح را به دم اسبی بسته و او را در کنار دریای شمال در جلگه ای... رها کرد تا او هلاک شد. وی سپاه بزرگی فراهم آورد و بطرف رود کور رفت و در صفحات ارمنستان بقتل و غارت پرداخت، خسرو دوم پادشاه ارمنستان همین که از قصد سان سان آگاه شد فرار کرد و از خداوند استغاثه میکرد که آنها را از دست سان سان نجات دهد. در این حال واچه پسر وارتاواز قشون فراوانی تهیه کرد و با ماساژت ها بجنگ پرداخت تا اینکه سپاهیان واچه سر سان سان را بنزد پادشاه ارمنستان آوردند و او چون این سر را دید گریسته گفت: «ای برادر تو از دودمان اشکانیان بودی ». ( از ایران باستان ص 2615، 2616، 2617 ).

فرهنگ فارسی

نام پادشاه ماساژت

جمله سازی با سان سان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سان سان ماو (برمه‌ای: စမ်းစမ်းမော်؛ زادهٔ یانگون) بازیکن فوتبال در پست مدافع اهل میانمار است. ماو همچنین در تیم ملی فوتبال زنان میانمار بازی کرده‌است. وی نخست بازی ملی خویش را در تاریخ ۱۲ ژوئیه ۲۰۰۹ در مرحله مقدماتی جام ملت‌های زنان آسیا در مقابل تیم ملی فوتبال زنان اردن انجام داده‌است.

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز