لغت نامه دهخدا
سالیس. ( اِخ ) حاکم نشین ایالت کرس بخش آژاکسیو. دارای 160 تن سکنه است. در آنجا تجارت زیتون و بلوط میشود.
سالیس. ( اِخ ) حاکم نشین ایالت کرس بخش آژاکسیو. دارای 160 تن سکنه است. در آنجا تجارت زیتون و بلوط میشود.
حاکم نشین ایالت کرس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چهار ازدواج او به طلاق انجامید. همسر چهارم او، سوماً در طول ازدواج خود فوت کرد. هیوستون علاوه بر فرزندانش از سوماً، صاحب یک فرزند پسر بازیگر، دنی هوستون حاصل از رابطهاش با نویسندهای با نام زو سالیس است.
💡 چودکویچ ناوگان سوئدی را در سالیس شکست داد و در نهایت ارتش مانزفیلد را یک بار دیگر در نزدیکی رودخانه گوجا شکست داد.
💡 سالیسین در پوست و برگهای بید، صنوبر و گیاهان مختلف دیگر یافت میشود. مشتقات در کاستوریوم یافت میشوند. طعم سالیسین مانند کینین تلخ است.