زیندار

لغت نامه دهخدا

زیندار. ( اِ )درخت «ویبورنوم لانتانا» را در «زیارت » بدین نام خوانند و در «درفک » بنام پلاخور و در «نور» بنام مخرا و در بندر گز شیردار خوانده می شود. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به شیردار در همین لغت نامه و جنگل شناسی ساعی ص 268 و 279 شود.

فرهنگ فارسی

درخت ویبورنوم لانتانا را در زیارت بدین نام خوانند و در درفک بنام پلاخور و در نور بنام مخرا و دربندر گز شیردار خوانده میشود.

جمله سازی با زیندار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چشم بینایی گشا و کن نظر بر حال خویش عاقبت باشد تو را زیندار بر آندر گذار

💡 به محل نگهداری زین، زین‌خانه و به مسئول نگهداری زین‌ها زیندار گفته می‌شود. زیندار را در دورهٔ قاجار زیندارباشی هم می‌گفتند.*[۱] خود واژه زین در پارسی میانه به معنای سلاح به‌طور کلی بوده‌است و زینستان به معنای قورخانه.*[۲]

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
دهش یعنی چه؟
دهش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز