لغت نامه دهخدا
ریمان. [ رَ ی َ ] ( ع مص ) فراهم آمدن سر جراحت از به ْ شدن. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). فراهم آمدن سر جراحت. ( المصادر زوزنی ). || مهربانی کردن. ( دهار ) ( المصادر زوزنی ).
ریمان. [ رَ ی َ ] ( ع مص ) فراهم آمدن سر جراحت از به ْ شدن. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). فراهم آمدن سر جراحت. ( المصادر زوزنی ). || مهربانی کردن. ( دهار ) ( المصادر زوزنی ).
فراهم آمدن سر جراحت از به شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فضای متقارن یک منیفولد ریمانی با بازتاب ایزومتریک در هر نقطه است. فضاهای متقارن نقش مهمی در مطالعه گروه های دروغ و هندسه ریمانی دارند.
💡 سطوح ریمانی مانند هر بخش دیگری از ریاضی دارای قضایای مهم خاص خود میباشد. در اینجا، به منظور روشنتر شدن محتوا، به برخی از مهمترین و در عین حال مقدماتیترین آنها اشارهای میشود.
💡 همچنین ریمان اثبات کرد که برای هر سری همگرا که مطلقاً همگرا نباشد میتوان آرایشی معرّفی کرد که در آن مقدار سری تغییر کند.
💡 این منیفلد یکی از اشیای ریاضی بسیاری است که نامشان برگرفته از نام برنهارت ریمان است. تفاوت اساسی میان منیفلد های ریمانی و شبه ریمانی در آ ن است که در یک منیفلد شبه ریمانی نیازی نیست تانسور متریک مثبت معین باشد و در عوض شرط ضعیفتر غیرتبهگنی تحمیل می شود.
💡 وایراشتراس نشان دادهبود که کمینهکردن تابع از راه اصل دیریکله محرز نیست. این نقد باعث شد که دیگران به روشهای ریمان شک کنند. فرودنتال مینویسد؛
💡 حدس ریمان علاوه بر کرانههایی که بر تابع شمارش اعداد اول تعیین میکند، کرانههایی نیز بر روی رشد توابع ریاضی میگذارد.