لغت نامه دهخدا
رخت شور. [ رَ ] ( نف مرکب ) لهجه عامیانه رخت شو و رختشوی. مرد و یا زنی که جامه می شوید. ( ناظم الاطباء ). جامه شوی. آنکه به مزد جامه کسان شوید. ( یادداشت مؤلف ).
رخت شور. [ رَ ] ( نف مرکب ) لهجه عامیانه رخت شو و رختشوی. مرد و یا زنی که جامه می شوید. ( ناظم الاطباء ). جامه شوی. آنکه به مزد جامه کسان شوید. ( یادداشت مؤلف ).
لهجه عامیانه رخت شو و رختشوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کتاب جنگ چهره زنانه ندارد، روایتی از حضور زنان در جنگ است. نویسنده سوتلانا الکسیویچ با دهها نفر از زنان حاضر در جنگ به گفتگو و مصاحبه مینشیند. او در این اثر روایتهای زنان مختلف حاضر در جنگ را در هم میآمیزد؛ زنهای پرستار، تک تیرانداز، خلبان، رخت شور، پارتیزان، بیسیمچی به پرسشهای این نویسنده و پژوهشگر تاریخ اجتماعی پاسخ میدهند. در نهایت او آن روایتها را در هم میآمیزد و کتاب جنگ چهره زنانه ندارد را خلق میکند.