دینار و درم
مترادفها
سکه، پول
لغت نامه دهخدا
دینار و درم. [ رُ دِ رَ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) وجه. تن خواه. پول نقد. ( یادداشت دهخدا ). زر و سیم... سکه طلا و نقره:
آنکس که به دینار و درم مال بیندوخت
سر عاقبت اندرسر دینار و درم کرد.( از یادداشت دهخدا ).
فرهنگ فارسی
وجه. تن خواه. پول.
جمله سازی با دینار و درم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بیش از عدد ذره فشاندی و فشانی دینار و درم بر سر هر خادم و چاکر
💡 دینار و درم نه زینت مردانست جان کرده نثار کار آن مردانست
💡 نیست ممکن که رود چین ز جبینش صائب هر که چون سکه به دینار و درم پیوسته است
💡 مگر شاه جهان فتحعلی شه آن که در گنجش خدا داند که چندین الف دینار و درم باشد
💡 دینار و درم گرم نباشد، چه غم است؟ دارم غم تو، دگر چه غم دارم من؟!
💡 کنیت و نام و خطاب تو در اسلام بس است تا قیامت شرف خطبه و دینار و درم
💡 در دوران باستان، بازرگانان برای انجام معاملات بینالمللی خود همواره از سکههای معتبر مانند دینار و درم استفاده میکردند تا امنیت مالیشان حفظ شود.
💡 ارزش واقعی دینار و درم در مسیرهای تجاری جاده ابریشم، همواره یکی از مباحث مهم در میان اقتصاددانان و تاریخنگاران بوده است.
💡 برای درک دقیق سیستمهای پولی قدیمی، باید نحوه گردش دینار و درم را در میان حکومتهای مختلف و دورانهای مختلف تاریخی بررسی کرد.