درم داری

لغت نامه دهخدا

درم داری. [ دِ رَ ] ( حامص مرکب ) درم داشتن. داشتن درم. توانگری. تمول. غنا. موسری. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

درم داشتن داشتن درم توانگری تمول غنا موسری

جمله سازی با درم داری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه باید بیش از این برهان‌ که نام خویش جاویدان جمال خطبه و منشور و دینار و درم داری

💡 گر درم داری، گزند آرد بدین بفگن او را گرم و درویشی گزین

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز