دیدگان

لغت نامه دهخدا

دیدگان. ( اِخ ) نام محلی کنار راه آباده و شیراز میان آجدادو قادرآباد در 735700گزی تهران. ( یادداشت مؤلف ).
دیدگان. [ دی دِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان قنقری پائین ( سفلا ) بخش بوانات و سرچهان شهرستان آباده است با 92 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

جمله سازی با دیدگان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیرمرد در مقابل دیدگان او پای خود را به قبله کشیده و به پشت خوابید و گفت: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّآ إِلَیْهِ رَ'جِعُونَ و از دنیا رحلت کرد، و گوئی هزار سال است که مرده‌است.

💡 باز آی، ز انتظارت ای نور هر دو دیده تا چند اشک حسرت از دیدگان فشانم

💡 بانک سینا در راستای عمل به وظایف و ایفای مسئولیت‌های اجتماعی و همچنین کمک به آسیب دیدگان ناشی از بحران ویروس کرونا در ایران، اقداماتی را در

💡 ندیدم بی تو من گلشن ولی گل دیدگان گویند که بی‌روی تو گل‌ها را نه رنگی هست و نه بویی

💡 به باور برخی این عروسک که شبیه ملوانان آمریکایی اوایل قرن بیستم ساخته شده «توسط نیروهای شیطانی ماوراءالطبیعه تسخیر شده بود و گاهی از جلوی دیدگان ناپدید شده و گاه به شکل آتش در می‌آید.»رابرت پس از عروسک انابل تسخیر شده ترین عروسک تاریخ است.

💡 طنز کنی هر زمان که از تو چه دارم آه از آن شوخ دیدگان که تو داری

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
رایزنی یعنی چه؟
رایزنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز