دوکچه
لغت نامه دهخدا
دوکچه. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ مصغر ) دوک کوچک. ( ناظم الاطباء ). به معنی دوک است.( آنندراج ). مصغر دوک، ماسوره ای که در کلوک گذارند وکرباس بافند. ( از شعوری ج 1 ورق 454 ). || پود. پود پیچ و ماکو. ( ناظم الاطباء ). || در آذربایجان ( خلخال ) بسته مخروطی شکل نخ و رشته راگویند که به دور میله یا میل دوک پیچیده شده است.
فرهنگ عمید
دوک کوچک نخ ریسی.
فرهنگ فارسی
دوک کوچک.
دانشنامه عمومی
دوکچه ( نام علمی: Closterium ) نام یک سرده از رده یوغی جلبکان است.
جمله سازی با دوکچه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوک چوب یا فلزی است تقریباً به طول نیم متر یا بیشتر که در یک سر آن نیمکرهٔ چوبی قرار دارد و در سر دیگر آن نیمکرهٔ قلابی آهنین نازک سرکج تعبیه شدهاست. قطر چوب در قسمت نیم گوی کلفت و در قسمت دیگر باریک است. زنان دوکریس، سر رشته را بدان قلاب میپیچانند و با یک دست دوک را روی زانو تاب میدهند و با دست دیگر پشم یا پنبه را که از یک سر به صورت باریکی به رشته سر چنگک متصل است به آرامی به تاب درمیآورند و همین که رشته به درازای فاصلهٔ دست و زانو یعنی حدود یک متر رشته شد آن را به دور چوب میپیچند و دوباره به تافتن رشتهٔ دیگر میپردازند و این کار را همچنان ادامه میدهند تا تودهٔ قطور مخروطی شکل از رشتهٔ پشم یا پنبه فراهم آید و آن تودهٔ مخروطی شکل را دوکچه مینامند.
💡 جلییلا فراساختار اسکلتی کلسیتی دارد که از دوکچههای دراز و متقاطع تشکیل شدهاست.