دومه

لغت نامه دهخدا

( دومة ) دومة. [ دَ م َ ] ( ع اِ ) زن مست. ( ناظم الاطباء ). || خایه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
دومة. [ دَ م َ ] ( اِخ ) زنی بوده است می فروش. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
دومة. [ دَ م َ / دو م َ ] ( اِخ ) دومةالجندل. شهری نزدیک تبوک که در آن حصنی محکم بوده است. ( ناظم الاطباء ). رجوع به دومة الجندل شود.
دومه. [م َ ] ( اِ ) نام بازیی است مر اطفال را. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

نام بازیی است مر اطفال را.

جمله سازی با دومه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باشگاه فوتبال الجندل (عربی: نادی الجندل) یک باشگاه فوتبال واقع در شهر دومه جندل در عربستان سعودی است و اکنون در لیگ دسته اول فوتبال عربستان سعودی حضور دارد.

💡 قصه کوته، یک دومه شد کز سر قهر و غضب هی به ما ورزید هر دم رسم طغیان، زلزله

💡 بار چهارم در سال ۱۲ هجری، ۶۳۳ میلادی ابوبکر خالد به همراه عیاض بن غنم برای فتح دومه جندل فرستاد.

💡 لیک ماندم چو دومه دیدمت از جان طلبی رنج خود گنج امم راه خدا مسلک شاه

💡 در این دومه که من اینجا مقیمم از کف او به کام دل برسیدند زایری پنجاه

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز