دوست بازی
لغت نامه دهخدا
دوست بازی. ( حامص مرکب ) صفت و حالت دوست باز. رفیق بازی. رجوع به دوست باز شود.
فرهنگ فارسی
صفت و حالت دوست باز. رفیق باز.
جمله سازی با دوست بازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حسد از باد صبح برد دلم زآنکه با زلف دوست بازی کرد
💡 تو بازی میکنی ای دوست بازی که با اسبان تازی لاشه تازی
💡 چه باشد عین تقوی پاکبازی که جان و دل بروی دوست بازی