لغت نامه دهخدا
دوربار. ( اِ مرکب ) دو نیزه که در قدیم از دو طرف ملوک در حین سواری نگاه می داشتند. ( از آنندراج ) ( از غیاث ). رجوع به دورباش شود.
دوربار. ( اِ مرکب ) دو نیزه که در قدیم از دو طرف ملوک در حین سواری نگاه می داشتند. ( از آنندراج ) ( از غیاث ). رجوع به دورباش شود.
دو نیزه که در قدیم از دو طرف ملوک در حین سواری نگاه می داشتند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چـِکِرز (یا دام یا اُتللو) یا جنگ نادر گونهای بازی فکری با تخته است. در آمریکا به آن چکرز و در انگلیس به آن دراتس گفته میشود. این بازی معمولاً با مهرههای تخته نرد و بر روی صفحه شطرنج انجام میشود. بازیکنان حرکتهایی اریب با مهرهها انجام داده و با پرش از روی مهره حریف میتوانند آن مهره را از دور باری خارج کنند (بخورند).
💡 چو مر گیو را برد پرخاشخر پدید آمد از دور بار دگر
💡 این سر که نیست یک نفس از درد عشق دور باری ز محنتی ست که بر دوش کرده ام