لغت نامه دهخدا
ده سرو. [ دِه ْ س َرْوْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کوهمره سرخی بخش مرکزی شهرستان شیراز. واقع در 5هزارگزی جنوب باختری شیراز. سکنه آن 125 تن. آب آن از چشمه تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
ده سرو. [ دِه ْ س َرْوْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کوهمره سرخی بخش مرکزی شهرستان شیراز. واقع در 5هزارگزی جنوب باختری شیراز. سکنه آن 125 تن. آب آن از چشمه تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ده سرو از روستاهای منطقه کوهمره سرخی است که در دل کوه دیوارانی واقع شدهاست.
💡 تا کی به خوبی سرکشد سرو سهی در بوستان بگذر به باغ و جلوه ده سرو بلند خویشتن
💡 نورس بازیچه چرخ کهن فاخته عشوه ده سرو بن
💡 از قامت افراخته خجلت ده سروی وز طلعت افروخته رسواکن ماهی