دنیاداری
مترادفها
دنیاپرستی، مادیگرایی، جهانطلبی
متضادها
آخرتداری
لغت نامه دهخدا
دنیاداری. [ دُن ْ ] ( حامص مرکب ) صفت دنیادار. دنیاپرستی. دنیادوستی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دنیادار و دنیاپرست شود. || صرفه جویی و عقل معاش. ( ناظم الاطباء ). || مال دوستی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
صفت دنیا دار. دنیا پرستی.
جمله سازی با دنیاداری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و مهمترین اصلی اندر این مذهب آن است که دعوت درویشی را رد نکند و دعوت دنیاداری نرود و طعام ایشان را اجابت نکند و از ایشان چیزی اندر نخواهد؛ که اندر آن وهنی باشد مر طریقت را؛ از آنچه اهل دنیا محرم نیند مر درویشان را.
💡 دنیاداری و آخرت خواهی برد آن به باشد چو آخرت خواهی مرد
💡 بعد هر عمری به تیغ خویش آبی می دهند رسم دنیاداری از شاهان عالم یاد گیر