دندان ریخته
مترادفها
لق
لغت نامه دهخدا
دندان ریخته. [ دَ ت َ ] ( ن مف مرکب ) بی دندان و کسی که هیچ دندان ندارد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به دندان ریختن شود.
فرهنگ فارسی
بی دندان و کسی که هیچ دندان ندارد.
جمله سازی با دندان ریخته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دندان کوسه یکی از دندانهای بیشمار کوسه است. دندانهای کوسه در طول زندگیاش مرتب میریزند. برخی از زمین کوسهسانان در طول زندگی خود حدود ۳۵ هزار دندان ریخته و دندانهای تازه جایگزینش میکنند. دندان کوسه چهار نوع اصلی دارد: متراکم مسطح، سوزن مانند، پایین با نوار مثلثی فوقانی و غیر کاربردی. نوع دندانی که یک کوسه دارد به رژیم و عادت غذاییاش بستگی دارد.
💡 پس از حادثه تصادف شدید، پزشک اعلام کرد که به دلیل ضربه مستقیم به صورت، یکی از دندان ریخته و نیاز به کاشت پروتز دارد.
💡 کوچکترین فرزند خانواده پس از مدتی طولانی بالاخره اولین دندان ریخته خود را تجربه کرد که باعث خوشحالی و هیجان همه اعضای خانواده شد.
💡 عدم رعایت بهداشت دهان و دندان میتواند منجر به پوسیدگی شدید و در نهایت دندان ریخته شود که نیاز به درمانهای پیچیده دارد.